
به نام خدا
با باد ، حرف ها دارم ، درباره روستای مان ، درباره مزرعه ای کنار رودخانه ، درباره مسیری رویایی که هر بهار به آنجا می رفتم.از کنار یک مزرعه قدم می زدم و در مسیر رودخانه ای که از کنار یک باغ می گذشت ، رویای آینده ام را می ساختم ، درباره اتاقی که بهترین ساعت تمام عمرم و بهترین گفتگوی تمام زندگی ام ، گذشت ، و صدای برگ های درختی در باد ، که از پنجره اتاق به تماشا می نشستم ، و درباره همه رویاهایی که از من گرفت ، و من هنوز باد را دوست دارم ، و هنوز می گویم سلام بر فرشته های باد ، و هنوز می گویم « کجاست خانه باد؟ »
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور