خرید بک لینک

به نام خدا

گاهی وقت ها ، از خودم می پرسم که چطور عواطفم رو بیان کنم؟ توی لپ تاپم ، فهرست مطالب حداقل یک سال آینده برای انتشار در وبلاگ رو آماده کردم. از عکس ها ، شعرها ، یادداشت ها ، تحلیل ها و دلنوشته ها. سعی می کنم ، کم کم و بتدریج اون ها رو منتشر کنم.یکی از اون ها ، نامه ای است که در سال 1391 در اوج روزهای دردناک زندگیم نوشتم که هرگز به مقصد نرسید و شاید روزی اون رو در همین وبلاگ ، منتشر کنم.

امروز توی ماشین که نشسته بودم و سخت توی فکر بودم ، ترانه ای از رادیو پخش شد که برام جالب بود. بخشی از متن این ترانه رو ، همراه با عکسی از کوچه ای مجاور رودخانه در روستای زادگاهم منتشر می کنم.

دریا سرنوشتم را به یاد آور
دنیا سرگذشتم را مکن باور
من غریبی قصه پردازم
چون غریقی غرقه در رازم
گم شدم در غربت دریا
بی نشان بی هم آوازم
میروم شب ها به ساحل ها
تا بیابم خلوت دل را
روی موج خسته دریا
می نویسم اوج غم ها را

برچسب: نویسنده: مینا موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت: 12:12

صفحه بندی