خرید بک لینک

به نام خدا

چند روز پیش ، از خیابان ولیعصر عبور می کردم. پشت چراغ قرمز ، متوجه ساختمان قدیمی خوابگاه دانشجویی مون شدم. حالا دیگه خوابگاه نیست. لحظاتی که پشت چراغ بودیم ، ذهنم به سال های دور رفت. زمانی که دانشجو بودم و توی همین خوابگاه بودم. یادم اومد که توی ایوان خوابگاه ، به جواب آزمایش خون مون که برای قبل از ازدواج انجام داده بودیم فکر می کردم. به این که نتیجه آزمایش چه میشه. خیلی نگران بودم. تمامی اون روزها برام تداعی شد. آرزو می کردم که کاش می تونستم یک بار دیگه ، توی خوابگاه و به همون نقطه ای که قدم میزدم برم. بیشتر وقت ها ، همین حس رو درباره سایر جاهایی که یک روزی زندگی کرده بودم دارم. همیشه دلم می خواد ، قبل از مرگم ، یک بار دیگه فرصت می داشتم و به خونه میدان امام حسین(ع) برم و ساعاتی اونجا باشم. همینطور آرزو دارم که قبل از مرگم ، به مسافرخانه میدان راه آهن ، مسافرخانه شهر ری ، خونه خیابان طالقانی و جاهای دیگه ای که ازشون یادگاری دارم برم و ساعاتی اونجا باشم. اشک هام اجازه نمیده بیشتر از این بنویسم ...

برچسب: نویسنده: مینا موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت: 12:12

صفحه بندی