به نام خداهفت سال در این وبلاگ نوشتم. نزدیک به 400 پست. مطالبی که بیشتر ، سوگواره هایی درباره خودم بود. حالا تصمیم دارم بیشتر از گذشته در انزوا زندگی کنم. برای همین از این نشانی ، که بیشتر به یک کلبه
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
توی مسیر رفت و آمد روزانه ام به محل کار و منزل ، خونه هایی رو می بینم که متروک شدند و در حال تخریب هستند. بعضی هاشون ، خیلی قدیمی اند. شاید نزدیک به 50 یا 60 سال پیش. وقتی به این خونه ها ن
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا یک :بالاخره بعد از حدود دو دهه ، همینطور هفت سال مدیریت ، قرار هستش که احتمالا در روزهای آینده ، شغل فعلی خودم رو ترک کنم و به عنوان مشاور ، سال های پایانی خدمتم رو ادامه بدم. این جا ، محل
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
خلاقیت ، فکر کردن ، شعر و بطور کلی زیباشناسی ، رابطه مهمی با فضای زندگی داره. من فکر می کنم ، بیشتر فکرهای بزرگ و آثار ماندگار ، علاوه بر این که در شرایط فکری و روانی مناسب و آرام خلق شده
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
مردی سالمند ، عاشق دختری 22 ساله فقیر می شود. پس از مدتی ، متوجه می شود که همسرش بدلیل فقر خانواده اش ، در حالی که عاشق پسرعمویش بوده ، حاضر به ازدواج با او شد. وقتی متوجه این حقیقت می شود
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
چند روز پیش برای ادای احترام ، به سر مزار استاد فقیدم رفتم.حال غریبی داشتم. یه یاد سال های شادگری نزد استاد و درس هایی که از علم و اخلاق ایشان آموخته بودم ، مدتی بر سر مزار نشستم و با استا
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
دکتر «سعیدرضا مهرپور»، یکی از بهترین جراحu200aهای ارتوپد، فلوشیپ جراحی ستون فقرات و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران است. او در سال 88 بهu200aعنوان نفر اول بورد ارتوپدی کشور، فعالیت خود را در سمت هی
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
مدت هاست که با خودم کلنجار میرم که از تهران برم. سینه من دیگه تحمل آلودگی هوای تهران رو نداره. از طرفی هم ناملایماتی که در شغلم باهاش روبرو هستم ، کاملا من رو به این جمع بندی رسونده که لاز
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
دو روز پیش ، یکی از عزیزانم به رحمت خدا پیوست و امروز به خاک سپرده شد. بانوی جوان 27 ساله ای که در ادب ، خوش اخلاقی ، مهربان,ی ، دینداری و فضیلت های نیکوی بسیار ، زبانزد فامیل ، دوستان ، آش
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
خستگیهامو بگیرین ، غم چشمامو بگیرین درد و از تنم بگیرین ، بـذارین بـرم از اینجا, جنگ من با تن تمومه ، بردن و باختن تمومه بـذارین بـرم از اینجا ، بودن و رفتن تمومه نمیخوام و نمیتونم ، به لبم
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
به تازگی ، ترانه ای به اسم « یه روزی میاد » شنیدم. خیلی برام جالب بود. توصیه می کنم ، کسانی که همدیگر رو دوست دارن اما قدر همدیگر رو نمی دونن ، این ترانه رو گوش بدن. شاید باعث بشه ، کمی
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
چند روز پیش ، از خیابان ولیعصر عبور می کردم. پشت چراغ قرمز ، متوجه ساختمان قدیمی خوابگاه دانشجویی مون شدم. حالا دیگه خوابگاه نیست. لحظاتی که پشت چراغ بودیم ، ذهنم به سال های دور رفت. زما
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
گاهی وقت ها ، در لابلای اخبار و رویدادهای روز ، وقتی می بینم که زن و شوهرها نسبت به هم دست به خشونت می زنند ، عمیقا ناراحت می شوم. این خشونت ها ، یا برای به دست آوردن دیگری باشه ، برای مجا
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
این روزها که اخبار بی آبی اصفهان را می شنوم ، بیشتر از هر زمانی یاد سفرهایی می افتم که به این شهر زیبا داشتم. تا به حال بیش از 5 بار به اصفهان سفر کردم. اما به یاد ماندنی ترین سفرم به اصفه
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
سال 1379 که ازدواج کردم ، 23 سال داشتم. یکی از دلمشغولی های ماه های اول ازدواج ، انتخاب نام فرزندان مان بود. چند اسم هم انتخاب کرده بودیم . امیررضا ، رها ، هدیه و بعدها هم ، ایلیا. این آخ
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور